
خواهرم امروز (یکشنبه 30 تیرماه) پس از 30 سال زندگی مشترک، همسرش را از دست داد.
فکر میکنم آنها یکدیگر را خیلی دوست داشتند، چون سالها با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کردند تا مثل همه زندگی آبرومندی داشته باشند.
برای مرگ نابهنگام کسی که خواهرم دوستش داشت، عمیقآ متاسفم.
برای پنج فرزندی که پدرشان را دوست داشتند هم متاسفم.
برای اوئی که نابهنگام رفت و خواهرم را در غمی جانکاه فرو برد، آروزی زندگیای بهتر میکنم.
هرچند تا آنجا که میدانم در حق خواهرم و فرزندانش نامردی نکرد، اما این نامردی او را که خواهرم و فرزندانش را به یکباره تنها گذاشت هرگز نخواهم بخشید؛ هرچند میدانم که او در این نامردی هیچ تقصیری ندارد.
برای کسی که بخش بزرگی از خاطرات کودکیام با او، خواهرم و فرزندانش عجین است، سفری خوش آرزو دارم.
سال گذشته در صبح چنین روزی, کافه تیتر را به اتهام تغییر شغل از قهوه فروشی به «مخمل فروشی» بستند.
بعد از گذشت یکسال هنوز کسی در ابن رابطه پاسخگو نیست.
یاد دوران سخت و جانکاه کافهتیتر بخیر.
راستی هنوز بدهکاریم؛ این را برای دو کس مینویسم، آنی که کافهتیتر را مامور میدانست و آنی که مواجببگیر اجنبی.
علی لاریجانی زمانی که مذاکره کننده ارشد ایران با گروه 5+1 بود، به مراتب مواضع متعادلتری اتخاذ میکرد.
دو سخنرانی اخیر آقای لاریجانی در مقام رئیسمجلس ایران - برضد تحریمهای جدید اروپا- نشان میدهد که امیدها برای حل وفصل دیپلماتیک مناقشه هستهای این کشور با غرب «دود شده و به هوا» رفته است.
حال، پرسش این است؛ چرا آقای لاریجانی هم در مقام سخنگوی ایران، مشغول پاسخگوئی تند به تحریمها و مواضع غرب علیه تهران است؟
شاید، پاسخ در این نکته نهفته باشد که وضعیت بیش از آنچه تصور میشود، بحرانی است.
تحریم جدید ایران از سوی اروپا، پیشدستی غرب برای جلوگیری از وقوع جنگی است که معلوم نیست چه پایان دهشتناکی خواهد داشت؛ وگرنه چه لزومی داشت با گذشت کمتر از 10 روز از ارائه بسته مشوقهای جدید، این تحریمها اعمال شود.
ایران هم که گفته بود در حال بررسی محتوای بسته است و در این خصوص با طرفهای غربی وارد مذاکره خواهد شد.
هرقدر فکر میکنم، نمیتوانم دلیلی غیر از این برای تحریمهای غیرمنتظره اتحادیه اروپا پیدا کنم.
هرچه باشد، برای ایران، غرب و حتی اسراییل و آمریکا تحریم بهتر است از جنگ.
تحریم
برای اروپا؛ بد، برای آمریکا؛ ناکارآمد و برای ایران بدتر است.
جنگ
برای اروپا؛ بدترین، برای آمریکا؛ آخرین و برای ایران...... است.
توقیف روزنامه «تهران امروز» را باید آغاز فاز جدیدی از رقابتهای درونگروهی محافظهکاران ارزیابی کرد.
محمدباقر قالیباف (جورج سوروس ایران) یکی از هوشمندترین نظامیانی است که برداشت نسبتا درستی از تحولات جامعه ایرانی دارد؛ همین برداشت و تصمیمسازی براساس آن، این نظامی کهنهکار را در مقایسه با سایر رقبای انتخاباتی محمود احمدینژاد در موقعیتی برتر قرار داده است.
بازی میان این دو جریان وابسته به محافظهکاران از زمانی بهطور جدی آغاز شد که قالیباف علیرغم میل احمدینژاد، قدرت را در شهرداری تهران بهدست گرفت.
احمدینژاد در سالهای اولیه رسیدن به قدرت آنقدر دغدغه داشت که فرصت نکرد حرکتهای مهمترین رقیب سیاسیاش را رصد و تجزیه و تحلیل کند. تلاش برای تحقق نسبی وعدههای انتخاباتی و حل و فصل برخی مجادلات بینالمللی در کنار فشار جریانهای عریانی همچون اصلاحطلبان که در مقام منتقد دولت ظاهر شدهاند، بهترین فرصت برای قالیباف بود که با خیالی آسوده ساختار تشکیلاتی خود را برای رسیدن به مقام ریاستجمهوری شکل دهد.
این ساختار همانطور که قبلا نوشتم، توانست به مرور بسیاری از رسانههای مستقل از دولت را یا راهاندازی کند و یا در اختیار بگیرد. استراتژی این رسانهها هم طوری طراحی شده که کمتر در مقام منتقد دولت ظاهر شده و بیشتر در خدمت سیاستهای شهرداری تهران قرار بگیرند.
این رسانهها هرچند خودشان کمتر از دولت انتقاد میکنند، اما رفتهرفته به ابزاری تبدیل شدهاند که منتقدان سفت وسخت دولت نهم از آنها به عنوان بلندگویی در انتشار سخنانشان علیه دولت بهره میگیرند.
توقیف «تهران امروز» را باید معطوف شدن ویژه دولت نهم به رفتارهای انتخاباتی محمدباقر قالیباف دانست؛ با پذیرش این مسئله، باید در انتظار قلع و قمع رسانههای بود که نامشان در لیست حمایت جورج سوروس ایران قرار دارد.
امروز (اول تیرماه)، تولدم بود.
با بیتا رفتیم میامی، تجدیدخاطرهای شیرین بود از گذشتهها.
خیلی خوش گذشت، جای تمام کسانی که دوستشان داریم خالی بود.
پ.ن: امیدوارم روزهای خوش بیشتر از روزهای غم باشد؛ برای همه.
شاهیننجفی رو میشناسین؟
تو گوگل یه سرچی بکنین؛ ضرر نداره.
فعلا
اولین اقدام رسانهای و رسمی محمدباقر قالیباف (جورج سورس ایران) برای حضور در انتخابات ریاستجمهوری دهم برداشته شده است.
تیم رسانهای آقای قالیباف در حال فراهم آوردن انتشار چند مجله دیگر برای حضور پرقدرت این نظامیِ دوستدار سیاست در انتخابات آتی ریاستجمهوری است.
ساختمان این مجلات که قرار است در چند حوزه ورزش، خانواده، کامپیوتر، فرهنگ، علم و... منتشر شوند، پیشتر در خیابانهای کریمخان و سهروردی خریداری و تجهیز شده است.
آگاهان نزدیک به سردار قالیباف میگویند تمام این مجلات، مستقل از روزنامه همشهری منتشر و توزیع خواهد شد.
مدیرکل سابق روابطعمومی وزارت نفت مسئولیت راهاندازی این مجلات را برعهده دارد.
مسئول شبکهخبری ایراننیوز (نزدیک به قالیباف) هم که هفته گذشته بهکار خود پایان داد، بهعنوان سردبیر مجله ورزشی همشهری انتخاب و مشغول بهکار شده است.
رسانه رسمی شهرداری تهران روزنامه همشهری است، اما از روزنامه تهران امروز، روزنامه جوان، روزنامه کارگزاران، خبرگزاری مهر، خبرگزاری شهر، ماهنامه تازه، شبکه خبری تهرونی، پایگاه خبر فوتبال ایران و روزنامه الکترونیکی جهان ورزش به عنوان بازوهای تبلیغاتی آقای قالیباف نیز نامبرده میشود.
این در حالی است که گفته میشود سه وبسایت فردانیوز، عصر ایران و فرارو هم که از سوی نزدیکان آقای قالیباف اداره میشوند، ماموریت سیاسی عریانتری را برای مقابله با جریان مخالف سیاسی برعهده دارند.
در انتخابات ریاستجمهوری نهم نیز دو سایت هاتفنیوز و انتخابات نهم مسئولیت تبلیغات انتخاباتی شهردار تهران را در فضای وب برعهده داشتند.
روزنامه همشهری نیز که یکی از معدود کارتلهای رسانهای ایران محسوب میشود، هماکنون چاپ مجلات همشهری خانواده، همشهری جوان، همشهری امارات (توزیع در امارات)، همشهری عصرگاهی، همشهری آنلاین، همشهری دیپلماتیک، همشهری خردنامه، همشهری ماه، همشهری دوچرخه، همشهری مسافر و همشهری محله را که بخش اعظمی از آنها بهطور جداگانه منتشر و در سراسر کشور توزیع میشود را در اختیار دارد.
این در حالی است که جورج سورس ایران دارای یک وبلاگ اختصاصی، یک سایت اختصاصی به نام (هواداران قالیباف) است.
از رسانههای رسمی دیگر شهرداری تهران که هم اکنون از سوی تیم رسانهای سورس ایران اداره میشود، میتوان به سایت رسمی شهرداری تهران، سامانه مدیریت ارتباطات شهرداری تهران، وبسایت موسسه نشر شهر (زیر مجموعه سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران)، وبسایت مرکز مطالعات فرهنگی شهر تهران، وبسایت فروشگاههای شهروند، وبسایت اطلاعرسانی سازمان ورزش شهرداری تهران اشاره کرد.
پ.ن1: محمدباقر قالیباف را به خاطر در اختیار داشتن بیش از 30 روزنامه، خبرگزاری و وبسایت در ایران (رسمی و غیر رسمی) و همچنین در اختیار داشتن فرهنگسراها و نهادهای آموزشی و مدیریت سیاسیترین شهر ایران باید که جورج سوروس ایران نامید.
پ.ن2: جورج سوروس ایران در تلاش است با همین ابزارهای رسانهای و فرهنگی، دولت را در انتخابات بعدی از رقیب محافظهکارش یعنی محمود احمدینژاد برباید؛ به عبارتی سوروس مجارتبار در اندیشه تغییر نظامهای همین دور و اطراف است و سورس مشهدیتبار در اندیشه کسب قدرت دولت در داخل.
پ.ن ۳: جالب اینجاست که هیچ یک از رسانههای جورج سورس ایرانی هنوز از سوی دولت محمود احمدینژاد توقیف نشدهاند.
پ.ن4:دوستانی که از رسانههای دیگر آقای قالیباف اطلاع دارند، لطفا اطلاع دهند.
پ.ن 5: حال نداشتم لینکهای روزنامهها، خبرگزاریها و سایتهای را فعال کنم.